به گزارش خبرگزاری حوزه، بیانیه اخیر الازهر درباره ایران موجی از واکنشهای انتقادی را در محافل فکری و رسانهای برانگیخته است. گزارش تحلیلی با طرح این پرسش که «آیا داوری الازهر علیه ایران بر پایه روایت ناقص شکل گرفته است؟» به بررسی ابعاد مختلف این بیانیه و نقدهای وارد بر آن پرداخته است.
شبهه:
آیا داوری الازهر علیه ایران بر پایه روایت ناقص شکل گرفته است و مرجعیت دینی آن را زیر سؤال نمیبرد؟
پاسخ:
بیانیه اخیر الازهر درباره تحولات منطقه و اقدامات ایران بار دیگر بحثی مهم را در فضای فکری جهان اسلام زنده کرده است: نسبت میان مرجعیت دینی و موضعگیریهای سیاسی.
الازهر به عنوان یکی از کهنترین و اثرگذارترین مراکز علمی جهان اسلام، همواره جایگاهی فراتر از مرزهای ملی داشته و سخنان آن در بسیاری از جوامع اسلامی نوعی داوری دینی تلقی میشود. از همین رو انتظار میرود که این نهاد در مواجهه با بحرانهای سیاسی منطقه با دقت علمی، عدالت در داوری و پرهیز از جانبداریهای شتابزده سخن بگوید. بیانیه اخیر اما پرسشها و نقدهایی را در میان ناظران و تحلیلگران برانگیخته است.
۱. در این بیانیه تمرکز اصلی بر محکومیت ایران قرار گرفته، اما در مقابل به برخی عوامل مهم و تعیینکننده در شکلگیری تنشهای منطقهای اشارهای نشده است. واقعیت آن است که بحرانهای خاورمیانه در خلأ شکل نگرفتهاند. حضور نظامی گسترده ایالات متحده در خلیج فارس، حمایتهای سیاسی و نظامی از رژیم اسرائیل و تداوم مسئله فلسطین از جمله عناصر اصلی در معادلات امنیتی منطقه به شمار میروند. افزون بر این، در روایت ارائهشده از تحولات اخیر نیز به رخدادهایی چون شهادت پیشوای بزرگ جهان تشیع و جمعی از فرماندهان و شهروندان ایرانی در عملیاتهایی که به ایالات متحده و رژیم صهیونیستی نسبت داده شده است اشارهای نشده است. نادیده گرفتن چنین زمینههایی باعث شده است که از نگاه برخی تحلیلگران، تصویر ارائهشده در این بیانیه تصویری ناقص از واقعیت پیچیده تحولات منطقه باشد.
۲. نکته قابل توجه دیگر شیوه استناد بیانیه به متون دینی است. در این بیانیه برای تقویت محکومیت ایران به آیات قرآن و مفاهیم دینی استناد شده است، در حالی که این محکومیت بر پایه ادعایی شکل گرفته که با گزارشهای میدانی همخوانی روشنی ندارد. در متن بیانیه چنین القا شده که اقدامات ایران موجب آسیب به جوامع عربی یا کشته شدن مسلمانان شده است، در حالی که گزارشهای موجود نشان میدهد حملات ایران متوجه پایگاهها و تأسیسات نظامی آمریکا بوده و نه اماکن عمومی یا زیرساختهای کشورهای عربی، و گزارشی مستند از کشته شدن شهروندان مسلمان در این حملات منتشر نشده است. در چنین شرایطی، استناد به آیات قرآن برای مشروعیتبخشی به یک محکومیت سیاسی که بر پایه اتهامی محل تردید شکل گرفته، از نگاه بسیاری از ناظران نوعی مصادره ناصواب کتاب و سنت در خدمت یک داوری سیاسی تلقی میشود؛ امری که با سنت علمی و احتیاط فقهی مورد انتظار از نهادی مانند الازهر سازگار به نظر نمیرسد.
۳. فراتر از محتوای این بیانیه، مسئله مهمتر پیامدهای چنین موضعگیریهایی برای همبستگی جهان اسلام است. هنگامی که یک نهاد بزرگ دینی در منازعات سیاسی منطقهای جانب یک روایت خاص را میگیرد، سخن آن میتواند به عنوان داوری دینی تلقی شود و همین امر ناخواسته بر شکافهای سیاسی موجود بیفزاید. جهان اسلام امروز با چالشهای مشترک فراوانی روبهرو است و بسیاری انتظار دارند نهادهای مرجع دینی بیش از آنکه بازتابدهنده اختلافات سیاسی باشند، نقش تقویتکننده همگرایی و وحدت اسلامی را ایفا کنند.
۴. اعتبار تاریخی الازهر نیز تا حد زیادی به همین نقش وابسته بوده است. اعتماد عمومی به این نهاد حاصل قرنها فعالیت علمی و آموزشی است و حفظ این سرمایه مستلزم آن است که مرجعیت دینی در داوریهای خود جامعنگر، دقیق و مستقل باقی بماند. دفاع از مظلومان، محکوم کردن ظلم بدون ملاحظات سیاسی و پرهیز از بهکارگیری متون دینی در رقابتهای سیاسی، از جمله انتظاراتی است که همواره از چنین نهادی مطرح بوده است. واکنشهای گسترده به بیانیه اخیر نیز نشان میدهد که حساسیت نسبت به حفظ اعتبار مرجعیت دینی در جهان اسلام همچنان بسیار بالاست.
منبع: مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه، ویژه نامه چندرسانهای ماهنامه شبهات ۴۱










نظر شما